جمعه ٠٥ خرداد ١٣٩٦
 
انتشارات|صفحه اصلی|زبان فارسی|زبان و ادبيات فارسی|تماس با ما|پيوندها|نقشه سايت|Türkçe |بانک همایش ها
عنوان
ایران
تهران - برج میلاد
ورود
نام کاربری :   
کلمه عبور :   
[عضویت]
اشتراک خبرنامه
نام :   
ایمیل :   
كليات زبان فارسي در تركيه
 
 
فارسي به اعتبار ريشه يكي از كهن ترن زبانهاي جهان است كه تاريخش تا 700 سال پيش از ميلاد روشن و در دست است؛ با آثار مكتوبي كه از يكهزار سال پيش برجاي گذارده، پاي فرهنگ كهن و استوار ايران را به سرزمين هاي همسايه گشوده است. اين آثار تجلي گاه ذوق و هنر و فرهنگ ايراني بوده و تعدادي از آنها كمترامثالي در ادبيات جهان دارند. فارسي برخلاف بسياري از زبانها قرنهاست كه سطوت و صلابتش را بدون اينكه خدشه و لطمه اي بر ساختارش وارد شود، حفظ كرده است.
 
 

امروز فارسي معاصر با زبان شاهنامه فردوسي كه يكهزار سال پيش آفريده شده است، تفاوتي ندارد. در صورتيكه يك انگليسي زبان به عنوان مثال، نمايشنامه هاي شكسپير را كه حدوداً چهارصد سال پيش نوشته شده اند نمي تواند به راحتي بخواند.

از ميان مهمترين عوامل ايجاد علقه هاي فرهنگي مي توان به زبان اشاره كرد كه وسيله اصلي ارتباط است و در كنار مؤلفه هايي چون دين، فولكور و عرف و عادات نقش اساسي در تكوين و ترويج همبستگي هاي اجتماعي بازي مي كند. فارسي كه محمل فرهنگ و تمدن ايراني است، به سبب قدرت و توانايي كه دارد، به مرور در فرهنگ و زبان ساير ملتها از جمله تركان رخنه كرد. اگر ميزان قدرت و توان زبان را شاخص اصلي در تعاملات فرهنگي تلقي كنيم، در مي يابيم كه چرا واژه هاي بسياري از فارسي وارد زبان تركي شده است.

تركان بر حسب موقعيت جغرافيايي، مناسبت هاي تاريخي، همسازيهاي فرهنگي و شرايط و عوامل اجتماعي ، روابط پيوسته با ايرانيان داشته اند. عده اي از تاريخ فرهنگ نويسان به استناد سنگ نبشته هاي بدست آمده از نقاط مختلف آسياي صغير اعتقاد پيدا كرده اند كه فرهنگ ايراني از قرن ها پيش در ميان تركان ريشه دوانيده و آسياي صغير مدتها تحت اداره هخامنشيان بوده است. ولي آنچه مسلم است نفوذ واقعي فرهنگ ايران در آسياي صغير ، كمي پيش از استقرار حكومت سلجوقيان آغاز شد و به تدريج عنوان فرهنگ غالب را در ديار روم كسب كرد. وقتي سلجوقيان پس از نبرد ملازگرد (464 هجري) قدرت را در دست گرفتند، در كنار زبان عربي كه بعنوان زبان علم عزيزش مي داشتند، فارسي را به عنوان زبان رسمي پذيرفتند. ابن بي بي در كتاب الاوامر العلائيه في الامور العلائيه به حادثه اي اشاره مي كند كه نشان ميدهد در دوره سلجوقيان، فارسي علاوه بر اينكه زبان رسمي محاوره و مكاتبه بوده، قاطبه ملت از مردم عادي تا وزيران و سلاطين كه اغلب ترك زبان بوده اند، با فارسي الفت داشتند و با تفنن در فارسي استادي و برتري خود را به اهل فضل نشان مي دادند.

وقتي تمدن اسلامي از طريق خراسان بزرگ (مركز فرهنگ و تمدن ايران) ضمن عبور از ماوراء النّهر بر سرزمين تركان قدم گذاشت و تركان از طريق ايرانيان با اسلام آشنا شدند، برميزان الفتها افزوده شد و دو ملت كه تا آن روز روابط خود را اغلب بر مباني مادي استوار مي كردند، متوجه بعد معنوي قضيه شدند و علاقه بيشتري به فرهنگ ايران پيدا كردند؛ براي بيان احساسات خود از فارسي الهام گرفتند و همچون عربي نويسي كه در ايران قديم مظهر برتري به شمار مي آمد، فارسي نويسي را بدون اعراض و اعتراض پذيرفتند و از وجوه امتياز شمردند. آنان فارسي را وسيله اي براي ايجاد الفت و افزايش همبستگي ها ديدند و هرگز نيانديشيدند كه اين زبان در پي سلطه سياسي يا تحميل فرهنگي قدم بردارد.

فارسي در انتقال به سرزمين تركان با مشكلي چندان روبه رو نشد. زيرا تركان در روند مهاجرت به غرب، مدتها در سرزمين ايران مانده و با عناصر تشكيل دهنده فرهنگ ايران زمين ، از جمله فارسي تا انداز هاي آشنا شده بودند. فارسي و به اعتبار آن فرهنگ ايراني از راههاي مختلف در بطن فرهنگ ترك قدم گذاشت. اولاً سخنوراني از ايران كه طوعاً يا كرهاً به مهاجرت و ترك ديار خود مجبور مي شدند ، با تدوين آثاري به فارسي بر شهرت آن زبان مي افزودند. از اين قبيلند فخرالدين عراقي و سيف فرغاني كه از جور مغول به آسياي صغير پناهنده شدند؛ يا نجم دايه و سلطان العلماء كه آزار مردم بلخ به ترك ديارشان مجبور كرد؛ يا گلشني و ادريس بدليلي كه به سبب اختلافات مذهبي دست از يار و ديار خود كشيدند؛ يا ابن بي بي كه شكست خوارزمشاه به جلاي وطنش مجبور ساخت.

ثانياً توجه و عنايت سلاطين ترك سبب شد كه فارسي قدر ديد و درصدر نشست. ابتدا دربار سلاطين سلجوقي كه بعضي از آنان چون ملكشاه و سلطان طغرل شعر به فارسي مي ساختند ، محفل پارسي گويان شد. در دوره خوارزمشاهيان نيز فارسي زبان دربار شد و تعدادي از سلاطين خوارزمشاهي چون آتسز، تكش و دو فرزندش علاء الدين و تاج الدين به سرودن شعر مشغول مي شدند. هرچند غائله مغول فترتي پيش آورد، با برپايي امپراطوري عثماني كه مقدر بود ششصد سال بر سرزمين تركان حكم براند، فارسي دوباره رواج يافت. اغلب سلاطين عثماني همانگونه كه فرزندان خود را به فراگيري فارسي تشويق مي كردند، از اعزاز فارسي نويسان دريغ نمي ورزيدند. بعضي از آنان چون سلطان محمد فاتح، سلطان بايزيد، سلطان سليم، و سلطان سليمان دوست شعر و شاعر بودند و در ميدان شاعري اسب مي تاختند.

ثالثاً توجه و علاقه سخنوران ترك به فارسي، بر رونق اين زبان در ميان تركان افزود. اين پاسداران ترك فارسي از راههاي مختلف به ترويج فارسي دست مي زدند؛ بعضي چون فضولي، ردپاي سخنوران نامي فارسي گوي را تعقيب كرده، به ترتيب ديوان فارسي دست مي يازيدند؛ برخي چون نوائي به استقبال برزگ شاعران ايراني مي رفتند و دراقتفاي آنان شعر مي ساختند؛ بعضي ديگر ترجمه امهات آثار فارسي را ترجيح مي دادند؛ عده اي چون سروري، سودي، لامعي و شمعي دروادي شرح نويسي قدم مي گذاشتند؛ بلاخره عده اي چون شعوري، شاهدي و حليمي به تدوين فرهنگهاي دوزبانه مي پرداختند.

ادبيات ديواني يا به تعبيري ادبيات كلاسيك ترك كه در دوره عثماني به اوج رسيد، مهمترين وجه مشترك دو ملت است كه تحت تأثير شديد فارسي شكل گرفت و تا نيمه دوم قرن نوزدهم، بدون اينكه تغييري در ساختارش پديد آيد، آثار گرانسنگي صادر كرد.تغذيه زبان تركي از فارسي سبب شد كه تعداد زيادي واژه و تعبير فارسي وارد زبان تركي شد. هرچند در اوايل دوره جمهوريت، پالايش زبان تركي از عناصر بيگانه( به ويژه فارسي و عربي) مطرح و به اجرا گذارده شد و تعداد زيادي از اين عناصر از جريان خارج شد، مع الوصف هنوز تعداد قابل توجهي از تعابير و واژه و تعبير فارسي، موجوديت و حضورشان را زبان تركي ادامه ميدهند. مضافاً اينكه بدون آشنايي با واژه هاي پاكسازي شده، نمي توان به بررسي متون عثماني پرداخت كه شالوده و اساس زبان و ادب تركي بر آنها استوار است. به عبارت ديگر اين تعابير و واژه ها هرچند در زبان و ادب معاصر ترك به كار گرفته نمي شود، پژوهشگراني كه در زمينه هاي مختلف از ادبيات گرفته تا فلسفه و تاريخ تحقيق مي كنند، خود را بي نياز از آنها نمي بينند.

لازم بياد آوريست كه در بعضي از دوره ها به ويژه در دوره حاكميت مغول، واژه هاي تركي نيز در مقياسي محدود وارد فارسي شدند؛ ولي اين كلمات كه اغلب اصطلاحات اداري و حكومتي مغولها بودند، با برافتادن سلطه مغول، از خير انتفاع برافتادند و تنها تعدادي از آنها به جهت استيلاي اقوام ترك زبان در ايران (چون تيموريان و تركمانان) كه به زبان تركي تكلّم مي كردند، باقي ماندند.

تأثير فارسي بر زبان تركي را در وجوه و زمينه هاي متعددي مي توان ملاحظه كرد؛ از اين قبيلند:

1) مضامين ادبي(تشبيه مو به سنبل و مار، تشبيه چشم به نرگس، تشبيه گونه به خورشيد، تشبيه قد به سرو، و...)

2) اصلاحات عرفاني (جان، آئين، چرخ، چله، دستار، دسته گل ، خام، خرابات (در مفهوم فارسي كلمه)، كشكول، و...)

3) اصطلاحات موسيقي (نوا، سه گاه، چهارگاه، بسته، گفته، بسته نگار،آهنگ. بوسليك، و...)

4) نامگذاري ها شامل:

- اسامي اشخاص(نوشين، نسرين، بهتر، شادمان، شادي، شبنم، توران، آگاه، باران، نالان)

- اسامي پرندگان(شاهين، بلبل، قمري، خروس،قو و...)

- اسامي جانوران (زرافه، سنجاب، ...)

- اسامي سبزيجات (يونجه، يولاف، شاه تره، هويج، ترب، ترخون،...)

- اسامي گلها ( بنفشه، لاله، سنبل، شب بوي، زنبق، ...)

- اسامي درختها (زيتون، سرو، بادام، ..)



تركان درپاره اي از واژه هاي دخيل فارسي در تركي تصرف كرده، در بعضي موارد به تحريف يا تحدير معنا پرداخته و در ديگر موارد به تغيير شكل دست زده اند.

 
جستجو
جستجوی پیشرفته جستجوی وب
لینک های تصویری
پايگاه اطلاع رساني دفتر مقام معظم رهبري

پايگاه اطلاع رساني رياست جمهوري اسلامي ايران

سفارت جمهوری اسلامی ایران

همایش زن در ادبیات معاصر ایران

صفحه فارسی فیس بوک رایزنی فرهنگی ایران در آنکارا

اینستگرام فارسی رایزنی فرهنگی سفارت ج.ا.ا

توییتر فارسی رایزنی فرهنگی ج.ا.ا

تلگرام فارسی

سايت سازمان ايرانگردي جمهوري اسلامي ايران

مرکز آموزش زبان رایزنی فرهنگی

بنیاد سعدی

اخبار فرهنگی ترکیه

دانشگاه امام خمینی

بنياد ايران شناسي

دو فصلنامه نسیم شرق

کتابخانه مجازی

زیارت مجازی امام رضا (ع )

اوقات شرعی به افق آنکارا
نظرسنجی
نظرسنجي غير فعال مي باشد
آمار بازدیدکنندگان
بازدید این صفحه: 4431
بازدید امروز : 30
بازدید این صفحه : 1407554
بازدیدکنندگان آنلاين : 6
زمان بازدید : 1.3594

انتشارات|صفحه اصلی|ايران|اسلام|زبان و ادبيات فارسی|فرهنگ و هنر |Türkçe |بانک همایش ها